تا حالا به این توجه کردین که چرا با وجود اینکه بیش از یک دهه شعار تولید، همچنان وضعیت آشفتهای در مشاغل صنعتی داریم و میزان خام فروشی به شکل ویرانکنندهای در حال افزایشه؟ این کتاب در شرایط فعلی جامعه، نشون میده که ریشه گرفتاریهای ما چیه و راه برونرفت از اون چی و اینکه چه خطراتی در اثر ادامه این روند امنیت ملی مارو تهدید میکنه؟ این کتاب کمک میکنه که به علل عمده این ناکامیها پی ببریم و زمینه رو برای گفتگوهای ملی اعتلابخش فراهم کنیم و خطرات پیش رو را به مردم و حکومت گوشزد کنیم و برای تغییر اثربخش، قدم مثبتی برداریم.
بخشی از خاطرات رضاقلی در دوران حضور در نهادهای دولتی: میرزاتقی خان را یادم آمد که مدیریت هزینه هم کرد و جانش را سر آن گذاشت. اگر نقاط ضعف جدی را میدیدی، با مشکلات کمرشکن روبرو میشدی. آنجا خیلی تامل کردمو نگاه کردم، کار مفید در اکثر جاها یک ساعت بود، همه پست خوب و حقوق بالا میخواستند، ولی کار را بها نمیدادند. یاد امام محمد غزالی افتادم که در احیاءالعلوم گفته بود که مردم عادت کردهاند به این که کلفتی نان را بگیرند و نازکی کار را. مصداق این گفته را در آنجا به طور نسبی دیدم. من دیدم، یا من این طور فهمیدم. جامعهای که میرزاتقی خان را رنج میداد دیدم. من آن چرخ ضرب سکه پدرسوخته را که راه نمیافتاد و اثاث آنرا دزدیده بودند و ناصرالدین شاه را گریه انداخته بودند آنجا دیدم و به همین خاطر وقتی کار را در آنجا رها کردم … برای پاسخگویی به مشکلات کشور باید ابتدا سوال درستی بپرسیم و سپس برای پاسخ آن پژوهش کنیم. سوال کلیدی در نگاه رضاقلی این است که چرا ساسانیان فروریختند؟ و در صورت پاسخ دادن به این سوال، سوال سخت دوم اینکه چرا ایرانیان نتوانستند بعد از اسلام و پس از دوقرن سکوت، در آن دو قرن بعدی با نهضت شعوبیه، کشوری مستقل و قدرتمند برپا کنند؟ در صورتی که به این سوالات پاسخ مناسب ندهیم، نمیتوانیم بفهمیم چرا هزار سال به زیر سلطه ایلات غیرایرانی تن دادیم؟ چرا در چرخه شوم ضدتولید افتادهایم؟ و … این جمله از کتاب جامعه باز و دشنانش اثر کارل پوپر ما را در تشخصی درست و اصلاح مناسب یاری میرساند: اگر ما در انتقادات از میراث فرهنگی خود، به زبان صریح سخن نگوئیم، مسئولیت آن گمراهی مصیبتبار و تفرقه مهلک به دوش ما خواهد افتاد.
وابستگی به مسیر طی شده یعنی عواملی از گذشته داریم که رفتار امروز ما را مقید میکنن، مسائلی که امروزه بصورت پیچیدهای با اونها دست به گریبان هستیم، در زمان آغاز خود مسئله سادهای بود.با قدرت تشخص خارقالعاده رضاقلی و زمان آگاهی او، مسئله ارتقا بنیه تولید فناورانه (بازآرایی سیستمی در ساختار نهادی به نفع بنیه تولید فناورانه) راه حل کانونهای اصلی دور باطل توسعه نیافتگی است. مقدمه این کتاب با قلم فرشاد مومنی، با تفاوت در روش، اهمیت این مسئله و قدرت توضیح دهندگی بالایی در مورد گرفتاریهای اصلی کشورمون رو به نمایش گذاشته. در این مقدمه مسائل متعددی مطرح شده به عنوان نمونه <نورث بر روی این مساله تمركز کرده و تاکید میکنه که اگه کشوری این معضل رو به موقع درک نکنه، با یک زمینگیری و گرفتاری حیرتانگیز و مکرراً رو به افزایش مواجه خواهد شد. او بیان کرده که رویگرداندن از تولید فناورانه و تن ندادن به لوازم اون سه پیامد عمده داره که کل نظام حیات جمعی رو به صورت کامل فلج میکنه که شامل: ۱. همهکاره شدن نظامیان در اقتصاد و سیاست، ۲. رواج تعصبهای جاهلی و ۳. محور قرار گرفتن سفلهپروریست که هر کدام از این پیامدها رو به اندازه اهمتی که دارن توضیح بدیم، ملاحظه میکنید که آثار غیراقتصادی نادیده گرفتن بنیه تولید فناورانه به مثابه نظام حیات جمعی به مراتب شکنندگیآورتر و بحرانسازتر از آثار اقتصادیست که عنصر اصلی فروریختن زندگی جمعی در جامعه است.
… کسانی که حدود پانصد سال است که به نسبت تلاش کشورها، دست از کار کشیدهاند و نقدینه ده هزار ساله جمعآوری شده بر روی فلات قاره ایران را که حاصل فعالیتهای اقتصادی بود، جهت مصرف مصنوعات غرب به خارج فرستادهاند و پس از اتمام آن چند صباح است که انگلوار از مخازن زیرزمینی تغذيه میکنند و بدین باورند که با این تنپروری و سوء مدیریت و بیدانشی و … میتوانند صاحب صنعت شده و با کشورهایی که آن پشتوانههای موصوف، پشتوانه تهاجم آنها است از درمصاف درآیند و به صنعت و تکنولوژی تمامعیار غرب دست یابند، زهی خاماندیشی و سفاهت! … در ضمن این آموزش غیرمستقیم نیز از این نوشته بر میآید که دولتهای استعماری با چه <پیشینه>های عظیمی تمهیدات استعمار، استكبار و امپریالیسم، اصطلاحات اخلاقیِ محض نیستند که با تقبیح و تحسين و دعا و لعن و نفرين و سرزنش و تکفیر، از ميدان به در روند و در واقع مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظامی هستند که تحت <سازمان عقلاني کار> بشر شکل گرفتهاند، و تهاجم آن نیز از نفس توانمندیاش میتراود، و ایستادگی در مقابل آن نیز مشروط به شناختن مکانیسم قدرتمندی آن و عمل متقابل به مثل عقلانی است نه عاطفي … در این ایام شاهد ظهور گالیله، دکارت، کپلر، بیکن هستیم و خلاصه سخن اینها در این جمله خلاصه میشود: تجربه، آزمایش، روش ریاضی، استنتاج منطقي موجب میشود از کلی بافی و گشتن به دنبال حقیقت اشیاء دست کشیده شود و به دنبال یافتن روابط ضروري بین اشیاء بروند تا رموز طبیعت و اجتماع را کشف کنند و انسان را بر آن مسلط نمایند … گوتنبرگ، رودلف ديزل، دنی پاپن (مخترع ماشین بخار)، اديسون و … و هزاران نمونه دیگر، حکایتی از یک اسطوره فناناپذیری تلاش دارند و دارای روح عصیانگر عليه سکون و جمود و جهل بودند که به دنبال دانش و کشف راز و رمز طبیعت بودند… اگر فرهنگ تکنولوژی در نزد مردمی باشد و صدبار تکنولوژی آنها بر اثر جنگ یا دیگر عوامل ویران شود، دوباره و به راحتی آن را خواهند ساخت ولی اگر مردمی فرهنگ صنعتی نداشته باشند و هزاران نوع تکنولوژی را به خدمت بگیرند، قادر به استفاده از آن نخواهند بود …
https://www.aparat.com/v/2rs3S
مرداد ۱۴۰۲
خرید کتاب سراب گرایی صنعتی در نظام قبایلی ایران از انتشارات نهادگرا