در این نوشتار که به نسخه قدیمی فیلم پرداختهایم از زاویهای به بررسی میپردازیم که بتواند دید عمیقتری به ما بدهد یعنی سکانس آغازین آن، که شمار زیادی از زندانیان کشور فرانسه به زندان گویان، واقع در یکی از مستعمرات این کشور منتقل میشوند.
امروزه شاهد تعطیلی زندانها و کاهش قابل توجه زندانیان در برخی از کشورهای توسعه یافته میباشیم. یکی از پرسشهای کلیدی ما در این نوشتار این است که چه عاملی باعث کاهش یا افزایش پدیده زندان، زندانی، زندانبانی میشود. دومین پرسش ما علت وجودی مستعمراتی برای انتقال افراد مجرم به مکان دورافتاده مربوط میشود.
گسترش امپراتوری عثمانی به سمت قاره اروپا و قطع شدن راه تجارت میان اروپا و آسیا، اروپاییان را به تکاپو واداشته تا به یافتن راهی برای تجارت از طریق دریا بپردازند. اکتشافاتی مانند باروت برای ساخت سلاح، قطبنما برای جهتیابی، ساخت کشتیهایی که به کمک مهار باد حرکت میکردند، اختراع ماشین چاپ و … در دورهای از تاریخ اروپا رخ میدهد که در دوره نوزایی (رنسانس) قرار داشته و توانایی مقابله با تمدن عثمانی را مییابند.
کریستف کلمب و واسگا دوگاما نخسین ماجراجویان اروپایی برای ارتباط با قاره آسیا بودند. حرکت کریستف کلمب به سمت غرب برای دور زدن و رسیدن به چین منجر به کشف قاره آمریکا شده و دور زدن دماغه امید نیک توسط واسگا دوگاما منجر به باز شدن راه ارتباطی دریایی اروپاییان برای تجارت با آسیا شد.
مکانیزه شدن تولید و سرازیر شدن طلا و نقرهی مردمان آمریکای جنوبی و پنبههای تولید شده توسط بردگان آفریقاییتبار در زمینهای مهاجران بریتانیایی شمال آمریکا، سبب بوجود آمدن مزیت نسبی در تامین مواد اولیه شده و منجر به افزایش چشمگیر تولید محصولات ارزان قیمت و در نتیجه از طریق توانایی دریایی کسب شده اقدام به فروش مازاد محصولات تولیدی خود در دیگر کشورها کردند.
وقوع انقلاب صنعتی در اثر دگرگونی از نظام فئودالی به نظام سرمایهداری در غرب زمینه خلق ثروت و شکلگیری حاکمیت سرمایه را فراهم کرد. خلق ثروت در ابتدا منازعاتی به همراه داشته و مناسبات نابرابرسازی را بوجود آورده است. داستانهای چارلز دیکنز در انگلستان گویای این ماجراست. همچنین شکلگیری اندیشه کمونیسم در واکنش به وجود این مناسبات نابرابر ساز بوده است.
رشد عارضهی <زندان، زندانی و زندانبانی> حاصل مناسبات ناعادلانه و افسار گسیخته نظام سرمایهداری بوده است. حاکمیت سرمایهای که مدافع نظم موجود بوده و افراد برآمده از مناسبات ناعادلانه را شرور تلقی کرده و آنها را تبعید میکردند. پیش از انتقال زندانیان شاهد دیالوگی هستیم که گویای واقعیت تاریخی این سیستم مجازات برای حفظ نظم موجود است: <ملت فرانسه برای حفظ شئون اجتماعیش، شمارو از خود رانده است.> در نتیجه در اثر شرور تلقی کردن اینگونه افراد تصور بدیگونه بوده که میبایست روح عصیانگر آنها را به بند کشیده و رام کرد. رفته رفته با بهبود نظام سرمایهداری شاهد تعطیلی زندانها و کاهش چشمگیر زندانیان میباشیم.
این فیلم بر اساس کتابی که در سال ۱۹۶۹ توسط هنری شاریر به چاپ رسیده، در سال ۱۹۷۳ پس از مرگ او ساخته شده است. فردی که پس از چندین تلاش ناکام برای آزادی، سرانجام در سال ۱۹۴۵ از جزیره شیطان فرار کرده و خود را به ونزوئلا میرساند. انتشار این کتاب تاثیر قابل توجهی بر جامعه فرانسه گذاشته و به مدت ۲۱ هفته جزو پرفروشترینها بوده.
نرخ مرگ و میر ۷۵ درصدی در اثر کار سخت، کمبود غذا، ناامیدی، بیماری و … نشان دهنده برخورد شدید با محکومین و تبعید شدگان است. در دیالوگی داریم: <مقررات ما اینجا سکوت محضه، هدفمون اصلاح و نوسازی نیست، تبدیل کنندهایم. عین کنسروسازی که گوشت خام رو میپزه و برای خوردن آماده میکنه. ما هم از مردهای شرور، انسانهای بیآزار میسازیم. این کار هم اینجوری انجام میشه: با خوردکردن جسم، عاطفه، روان و مغز. اینجا حوادث عجیبی برای مغز رخ میده. امید نجاتم از کلهات دور کن.> حوادثی عجیبی که در اثر انفرادیهای طولانی مدت برای از بین بردن اندک روحیه باقیمانده به افراد تحمیل میشده بدین صورت بیان شده: <اتهام تو ارتباطی به کشتن اون واسطه نداره. اتهام تو بزرگترین جرمیه که انسانی میتونه مرتکب بشه. تو زندگیتو تباه کردی. بنابراین باید مجازات بشی. مجازات چنین جرمی مرگه.>
فیلم پاپیون گواه یک روح سرکش و شکست ناپذیر است که از رضایت دادن به چیزی جز آزادی مطلق امتناع می ورزد و مایل به تحمل هر رنجی برای رسیدن به آن است، اگرچه ممکن است سال ها طول بکشد، اما وقتی اراده کافی وجود داشته باشد، معمولا دریچهای به روی انسان باز میشود. توانایی تحمل سختیها و تلاش دوباره، کاری نیست که از هر انسانی بربیاید. اکثر انسانها در اولین ناکامی، شکست را میپذیرند و کنار میکشند.
<پاپیون> در زبان فرانسوی به معنای پروانه است. پروانه نمادی از دگرگونی و آزادی است. نماد تولد دوباره برای پیروزی روح بر زندان فیزیکی. پرواز آرام آنها یادآور لحظه های زودگذر زندگی و اهمیت پذیرفتن شادی و آزادیست. همانطور که یک پروانه در چرخه زندگی خود دگردیسی قابل توجهی را تجربه می کند، انسانها نیز در طول زندگی خود این تغییرات را میتواند احساس کند. بزرگترین درسی که این فیلم میتواند به ما بدهد این است که: پیله خود را رها کن و به خود آزادی پرواز بده.