وضعیت ژاپن در دوران پسا جنگ جهانی دوم بگونهای بود که زیرساختها آسیب دیده، نظام دیوان سالاری و اداری به فساد و ناکارآمدی گرفتار شده و از این رو شرایط نامساعدی را پشت سر میگذاشتند. این فیلم در طعنه زدن به بوروکراسی که کُند، ناکارآمد و کافکاگونه است، بسیار عالی عمل می کند. در سکانس اولیه، گروهی از زنان را میبینید که خواستار تعمیر یک فاضلاب شکسته هستند، از یک بخش به بخش دیگر منتقل میشوند تا در نهایت به همان نقطه آغازین بازگردانده میشوند. کانجی واتانابه به عنوان یک بوروکرات در شهرداری توکیو کار میکند. زندگی سرد و بی روح و بوجود آمدن سرطان در روده واتانابه (تاکاشی شیمورا)، به وضوح نشان دهنده درگیری جامعه با اثرات مخرب جنگ است.
کارگردان فیلم، آکیرو کوروساوا، تا حدی از رمان <مرگ ایوان ایلیچ> اثر لئو تولستوی (۱۸۸۶) الهام گرفته است. مراحل آن شوک، واکنش، تحول درونی، یافتن معنا، اقدام عملی میباشد. بدین منظور او ما را با آخرین ماههای زندگی کانجی واتانابه (تاکاشی شیمورا) مواجه میکند. عنوان فیلم در لغت به معنای زندگی کردن است. داستانی دربارهِ چگونگی زندگی، در مواجهه با مرگِ قریب الوقوع. واتانابه که به طور طبیعی ترسیده، گیج و مهمتر از همه ناامید است، وقتی از طریق یک سری فلش بک های کوتاه به تمام زندگی خود نگاه می کند، متوجه می شود که سال ها چقدر بی معنی گذشته است، و این او را بیش از پیش متاسف و پشیمان میکند.
او در همراهی با یک رمان نویس افسون زده که سعی میکند زندگی شبانه شهر را به واتانابه نشان دهد، به هونکیتونها و فاحشهخانههای غربی میرود و تا آخر شب مشروب مینوشد. با این حال، واتانابه به زودی متوجه میشود که این، سناریوئی مناسب برای او نیست. روز بعد صحنهای را میبینیم که او به تنهایی در خیابان ایستاده است، فراتر از ناامیدی، با تمام هیاهوهای شهریِ پر سر و صدایی که در اطرافش جریان دارد. کوروساوا آهنگ صوتی را بطور لحظه ای خاموش می کند. برای یک لحظه صدایی نیست و ایکیرو تبدیل به یک فیلم صامت میشود.
در همان لحظات ملالآور، واتانابه با همکارش بصورت تصادفی روبرو میشود. میکی اوداگیری برای استعفای شغل کسلکنندهاش نزد او آمده است. واتانابه که مجذوب اشتیاق میکی به زندگی می شود به دلایلی که نمی تواند به خوبی بیان کند، میخواهد زمان بیشتری را با او بگذراند. واتانابه به این دختر جوان می چسبد، به این امید که جوهر چیزی که او را بسیار سرزنده به نظر میرساند، درک کند. و در نهایت در یک رستوران، بصورت جدی با او صحبت میکند. میگوید: وقتی که به تو نگاه میکنم این منو یاری میده … چرا تو اینقدر شاداب و سرحالی؟ میکی با نشان دادن خرگوشهای اسباببازی که میسازد در پاسخ به واتانه میگوید: حتی درست کردن همچین چیزی خیلی سرگرم کننده است. با درست کردنشون، حس میکنم دارم با همه بچههای ژاپنی بازی میکنم. چرا سعی نمیکنی تو هم یه چیزی بسازی؟ … همزمان جشن تولدی برپاست و در حالی که واتانابه خارج میشود، دختران همزمان برای یکی از دوستانشان “تولدت مبارک” می خوانند، اما در حقیقت به نوعی برای تولد دوباره واتانابه می خوانند.
ایکیرو تأکید می کند که صرف نظر از وضعیت ناامیدکننده، هنوز هم می توان زندگی رضایت بخشی داشت، اما درس های مهمی وجود دارد که باید آموخت. واتانابه، با الهامگرفتنِ از چگونگیِ به دست آوردن شادی از طریق کمک به دیگران، تصمیم می گیرد به شغل خود بازگردد تا یک زمین بازی جدید برای کودکان بسازد. گاهی اوقات بهترین راه برای یافتن خوشبختی در زندگی خود این است که شادی را برای دیگران به ارمغان بیاورید.
بخش دوم فیلم با مرگ واتانابه و گفتگوی همکارانش در شب سوگواریاش ادامه مییابد. در مکالمهی مستانهای، آنها سعی می کنند راز مرگ او و رفتاری که منجر به آن شد را کشف کنند. برای ما بسیار خنده دار است که ببینیم آنها چقدر مضحک سعی می کنند آنچه را که از همان ابتدا برایشان آشکار بوده است نادیده بگیرند و در عوض چقدر بیهوده به گفتگو بپردازند. به نظر می رسد که با یادآوری اینکه چقدر رقت انگیز بوده اند، درست مانند گذشته واتانابه، بالاخره چیزی یاد می گیرند اما روز بعد، همه چیز برای آنها به حالت عادی برمی گردد. از خودبیگانگی بصورت نمادین در اینجا نمایان میشود. جایی که افراد، مسخ شده و متوجه زندگی نکبتبار خود نیستند.
ما که واتانابه را در آخرین سفر او دنبال کردهایم، اکنون به زور به سرزمین زندگان بازگردانده شدهایم. از نظر ذهنی، ما از بازماندگان می خواهیم که متفاوت فکر کنند، تا به نتایج خود برسند و اینگونه است که کوروساوا به تأثیر نهایی خود می رسد. فکر میکنم این یکی از معدود فیلمهایی است که واقعاً میتواند به کسی القا کند تا زندگی خود را کمی متفاوت پیش ببرد. این یک فیلم تاریک اما تأیید کننده زندگی است. برای یافتن معنا و ارزشمند زیستن. فیلم با صحنهای از واتانابه در پارک جدید ساخته شده، در حالی که بر روی تابی نشسته و گوندولا نو اوتا (زندگی کوتاه است) میخواند، که با مرگ او همراه است به پایان میرسد. متن زیبای شعر معروف زندگی کوتاه است:
زندگی کوتاه است.
عاشق شوید ای دوشیزگان
پیش از آنکه سرخی زیبای
لبهایتان محو شود
پیش از آنکه جریان احساسات
در شما خشک شود،
برای آنهایی از شما
که میدانند فردایی نیست …
آری، فقط عشق می تواند بر وحشت مرگ غلبه کند!
نسخه جدیدتر با اقتباس از ایکیرو با عنوان living در سال ۲۰۲۲ ساخته شده اما واضح است که به کیفیت نسخه اصلی نمیباشد. همچنین میتوانید نسخه بدون سانسور فیلم را از zarfilm.com دانلود کنید.