این مقاله بطور خلاصه به آشوب و مفاهیم آن در جامعه پرداخته.هدف این نظریه جستجو نظم در بطن آشفتگی است. مفاهیمی مانند «انبساط» «تاشدگی» «حساس به شرایط اولیه». با قائل شدن تفکیکی اساسی میان «آشفتگی» و «پیچیدگی» و ارائه سنخ شناسی، جامعه ایران را با جوامع غربی مقایسه کرده. آشفتگی در اثر دو فرایند «انبساط» و «تاشدگی» به وجود میآید. اساس استدلال این است که در جوامع توسعهیافتة غربی، پیچیدگیِ ایجادشده در اثر انبساط، به دلیل تمایز ساختی و هماهنگی کارکردی به ساختمندشدن انجامیده است. این ساختمندی را در رابطة دیالکتیکی میان بنیانهای معرفتی و ساختار اجتماعی غربی نشان داده. در ایران، در کنار انبساط، تاشدگی نیز عمل کرده است. این امر امکان «تقلیلگرایی» و «انتزاعسازی» را، که مقدمة شکلگیری علوم اجتماعی در غرب بود، غیرممکن کرده است. در واقع، عناصر تشکیلدهندة جامعة آشفته قابل تقلیل نیستند، زیرا مرزهای مقولات همواره در حال تغییرند. با وجود این، با ذکر نمونههایی استدلال میکنیم که چرا، علیرغم اشتراکات بسیار با «نظریة امتناع» طباطبایی، نظریة آشفتگی امکانهای جدیدی برای جامعهشناسی در ایران متصور میداند.
لینک مقاله : http://www.jss-isa.ir/article_21474.html