نگاهی به جامعه شناسی تاریخی ایران از دریچه زندگی زندهیاد میرمصطفی عالینسب. وقتی میبینم فردی که سالها برای یادگیری برنامه نویسی زحمت کشیده (احسان) و میتونه صفر تا صد یه پروژه رو انجام بده و بعد از کلی سختی و مشقت، برای تامین مخارج زندگی رو به بازار مسکن و بنگاهداری میاره این سوال پیش میاد که چرا اقتصاد ما جهتدهی میکنه به سمت دلالی و نه کار تولیدی مولد؟ در اقتصاد نهادگرای جدید میگن ساختار حقوق مالکیته که انتخابهای افراد رو مشخص میکنه. اگه کارآمد باشه و منافع مردم درنظر گرفته بشه انگیزه تولید و کارمولد (گیر تاریخی اقتصاد ما) بوجود میاد و اگه منافع در جهت بیشینه کردن ثروت حاکم و طرفداران حاکم باشه، حقوق مالکیت ناکارآمد میشه. یعنی چی؟ یعنی اینکه هزینه تولید از منافع اون بیشتر میشه و شخص به دلالی گرایش پیدا میکنه. تولید کردن در ایران و فریب راه تجاری رو نخوردن ( سرمایه داری صنعتی بجای سرمایهداری تجاری) خود جهادی هر روزه با عشق به اسلام و ایران میطلبه. باید در ایران تولید کرد تا به عمق و سنگینی هزینههای معاملاتی در پیرامون تولید پیبرد که اینها ناشی از پرهزینه بودن و ناکارآمد بودن حقوق مالکیته. در حقوق مالکیت ناکارآمد بهراحتی به اجزای دارایی دیگران تعرض میکنند بدون اینکه ترس از هزینه عمل خود داشته باشند. (نمونه مدرن این کار چاپ پول و گرون کردن ارز و تضعیف پول ملی که به معنی دقیق کلمه دست کردن تو جیب مردم و کاهش قدرت خرید مردم و تعرض به حقوق مردمه) اما چه نهادهایی انتخابهای ما و ساختار انگیزشی مارو به سمت دلالی هدایت میکنه؟ نهادهارو چه کسانی تعریف میکنند؟ برای پاسخ دادن به ناکارآمدی اقتصادی در ایران باید از همین جاها شروع کرد. درواقع باید از حقوق مالکیت شروع کرد …
چرا عالینسب الگوی مناسبی برای زندگی اقتصادی در ایرانه؟ عالینسب یکی از افرادی است که بهخاطر دوست داشتن اسلام و ایران رو به تولید آورد، در حالی که در سرمایهداری تجاری خود را آزموده بود و در جوانی موفق در آن عرصه شده بود. او چهره پرپهلو داشت. صنعتگری بینظیر، ایراندوستی عمیق و وطنپرست، مسلمانی شایسته (به عدالت اجتماعی آنقدر ارج مینهاد که میگفت اگر اسلام نبود مارکسیست میشدم. درباره رفتار با کارگرهای کارخانهاش توی مقاله بهطور خلاصه میبینید)، از یک سو با بزرگان دین حشر و نشر داشت و از سوی دیگر زاهدی وارسته و عارفی نیکو، از سویی خَیِّر و از سویی دیگر کارخانه دار و از جانب دیگر انسانی فوقالعاده وارسته و انسان دوست، و از جانب دیگر بیعلاقه به مال دنیا و ثروت و انفاق کنندهای توانا ( اسلام از نظر او اخلاص و گذشت از همه دلبستگیهاست؛ حکمت ۴۳۹ نهجالبلاغه: حقیقت زهد)، از زاویهای دیگر نظریه پردازی فوقالعاده قوی در اقتصاد ملی و کسی که در راه اهداف ملی-ایمانی خود لحظهای قرار نگرفت و عمر بلند و پربرکت خود را در راه خدمت به مردم، اسلام، ایران و تولید سپری کرد و از خود یادی ارزنده برجای گذاشت. در تعمق در زندگی ایشان علاقهمند میشویم، وقتی بدانیم که این همه شور و نیرو از کجا میآمد و سرچشمه آن کجا بود. این مقاله رو بخونید بخصوص بخش <عالینسب بهمثابه یک پدیده استثنایی> و از ویژگیهای این مرد بزرگ بهرهمند شوید …
به قول رضاقلی اگر مجموعه این نوادر نبودند، چگونه میشد به زندگی طراوت بخشید و امید را بهجای ناامیدی نشاند و در تلطیف این زندگی بیعاطفه زر و زور پرستانه و ریاکارانه ایام، رنگ و بوی خدایی زد و به این طعام بینمک زندگی چاشنی زد که خوردنی شود، امثال ایشان را از زندگی حذف کنید ببینید چه میماند؟ زندگی مهوع طبیعی که هر که چنگ و دندان دارد میدرد و به قول نیچه طبیعت این را بیشتر میپسندد. یک الگوی بازار میماند و یک دریدن، چه کسی به این درندگان زندگی بیاموزد، یا درندگی آنها را تلطیف کند، این گرگان خود پاره کردن میدانند، چه کسی به اینها دوختن بیاموزد.
این سخن نیچه در چارچوب عدم درک فرهنگهای مختلف جهان زده شده و با تصور اینکه همه مردم جهان به این شکل هستند. این شیوه زندگی خاص فرهنگ مردمان مغرب زمینه. در شناخت عالینسب و کارهای ارزشمند او در زمان دولت ملی دکتر مصدق و پس از انقلاب میخوانید. نکتهای که میخوام عرض کنم اینه که عالینسب و راه و روش زندگی او نمونه و الگویی برای سرمایهداری شدن، متفاوت از سرمایهداریهای موجود در جهان و متناسب با زندگی مردم فلات ایران است. شرح بسط این نکته خارج از این متن کوتاه است.
خرداد ۱۴۰۲
برای دانلود پیدیاف مقاله اینجا کلیک کنید.