تفاوتی که اینجا وجود دارد این نیست که اخلاق مداری و جامعه دینی بهتر است یا غیراخلاق مداری که به تعبیری رهایی از محدودیتها و جامعه سکولار. مسئلهای که بسیاری، توجهی به آن ندارند تفاوتهای فرهنگی است. فرهنگ متاثر از جغرافیاست پس جغرافیاهای متفاوت فرهنگهای متفاوتی پدید میآورد. در نتیجه یک فرهنگ میتواند برای یک جغرافیا مفید و برای جغرافیای دیگری مضر باشد. بطور مثال رشد اروپای مدرن از زمانی آغاز میشود که آهسته آهسته برمیگرند به طبع فرهنگی خودشون. اروپاییها از ۱۰۰ سال پیش از میلاد تا قرن چهاردهم متاثر از فرهنگ سرزمین ما بودند و در این مدت رشدی را تجربه نکردند و در دو مرحله رم غربی و شرقی که به دوره رنسانس معروف است فرو ریخت. هدف از بیان این مسئله تفاوت فرهنگیست. به همین شکل فرهنگ اروپای پسا مدرن برای ایران کارساز نیست. بطور مثال ایران سرزمین کم آبی است و ایرانیها برای یافتن آب بایستی قناتهایی با طول ۸۰ کیلومتر حفر میکردند اما بعد از کشف نفت و سرازیر شدن ارز حاصل از فروش آن به خزانه دولت، حاکمان این سرزمین خیال کردند میتوانند مانند اروپا توسعه ایجاد کنند و در دوره پهلوی قدمهایی برداشته شد و سپس در زمان جمهوری اسلامی ادامه پیدا کرد. امروزه بحران آب به مرحلهای رسیده که شهر هزار چشمه همدان روزی دوتا دو ساعت آب داره و بحران نشست زمین در اثر از بین رفتن سفرههای زیرزمینی و کوچهای بزرگ مردم و فراهم نبود بسترهای لازم در راه است. پس میبینیم که فرهنگی میتواند در سرزمینی که منشا شکلگیریاش است شکوفا شود و در سرزمین دیگری بحران بوجود آورد. لیبرالیسم از این دریچه نظریهایست که متناسب با سرزمین اروپای غربی و آمریکای شمالیست، حتی امروزه برای خودشان هم دردسر ایجاد کرده، اما امروزه ما شاهد ترویج لیبرالیسم در ایران هستیم بدون توجه به مسئله فرهنگ و جغرافیا. پس هدف از نوشتن این متن نه نقد لیبرالیسم بلکه توجه به ریشههای فرهنگی و جغرافیایی و اجتماعی این نظریات است. در این مقاله توجه به این نکته حائز اهمیت است که زمانی که در اروپا تحولات رنسانس در حال رخ دادن بود طبقه شهری ثروتمندی مستقل از کلیسا و پادشاهان شکل گرفت که ماهیت سکولار و نقی اخلاق و دین داشته و این باعث رشد اروپای مدرن شده. از طرفی در تمدن ایرانی ثروتمندان همواره انسانهایی منصف و اخلاقمدار بوده اند. هر زمان که این وضعیت شکل گرفته تمدن ایرانی هم پدید آمده.
نگارنده این مقاله تحقيقات خود را در زمینه اخلاق در اقتصاد دنبال کرده و این مقاله اشاره ای به ریشههای اخلاقی لیبرالیسم میباشد. او ریشههای دزدی صاحبان قدرت از محرومان جامعه را در لیبرالیسم میبیند. آزادی در لیبرالیسم با اینکه ظاهرا منافاتی با سازوکار دینی جامعه ایران منافاتی ندارد اما این در تعارض بودن به معنی این نیست که قوانین اقتصادی مبتنی بر خواستگاه فرهنگی این سرزمین است. از این رو ملاحظه میفرمایید که خلق پول و تضعیف ارزش پول ملی که در بانکها صورت میگیرد در چارچوب نظام سرمایهداری لیبرال و در بستر بازار آزاد شکل گرفته است. لیبرالیسم سیاسی به معنای دموکراسی در نظر گرفته میشود و لیبرالیسم فرهنگی از آزادی چیزی جز انکار ارزشهای اخلاقی و رفتاری و الهی و انکار دین نیست. همچنین سازوکارهای لیبرالیسم برای حفظ نظام سرمایهداری. اما سوال دیگر این است که لیبرالیسم چیست و ویژگی اصلی آن کدام است؟ واژه لیبرالیسم بسیار زیبا و فریبنده است که به معنی آزادیست و لذا برای ظاهر بینان بیبصیرت جذابیت زیادی دارد. آزادی را همه فلاسفه در تاریخ ستودهاند حال آنکه هیچ دو فیلسوف معروفی را نمیتوان یافت که در تعریف آزادی اشتراک نظر داشته باشند. پس چه چیزی را ستودهاند؟ همه بحث این مقاله برای پاسخ به همین سوال است. آزادی همچون عدالت، صدرنشین مفاهیم مبهم در مطالعات فلسفی است. این حقیقت که همه مسلمانان سالار شهیدان حضرت امام حسین علیهالسلام را یگانه مظهر آزادی میدانند کاشف از جایگاه والای آزادی در جهانبینی اسلامی است. تعریف آزادی چندان هم ساده نیست اما با طرح سه سوال میتوان به مفهوم آزادی نزدیک شد: آزادی برای چه کسانی؟ آزادی آنان از چه قیدوبندهایی؟ و آزادی آنان از بهر چه؟ اگر در پاسخ به سؤال اول بگوییم که آزادی برای همه انسانها در طول تاریخ بشر تعریف میشود آنگاه قطعاً در دنیای تخیلات و تصورات شیرین به سر میبریم و به جای آنکه خود را متفکران حوزه علوم اجتماعی بدانیم شاعران شیرین سخنی بیش نیستیم. اگر در پاسخ به سؤال دوم بگوییم که هدف آزادی چیزی نیست جز رهایی از استثمار و شکستن غُل و زنجیرهایی که سنتهای پوسیده اجتماعی و فرهنگهای ارتجاعی بر دست و پای ما بسته اند آنگاه ضروری است که برای واژه های استثمار و سنتهای پوسیده و فرهنگهای ارتجاعی و قیود دیگری از این جنس به تعریف مشترکی برسیم. علاوه بر این باید به درک مشترکی از انگیزه های رهایی از آن قیود نیز دست یابیم زیرا چه بسا آنچه گروهی آن را آزادی میدانند از منظر دیگران انقیاد باشد و به عکس. اگر در پاسخ به سؤال سوم بگوییم که آزادی از بهر عدالت است و عدالت جز با شکستن غل و زنجیرها میسر نخواهد شد آنگاه به سؤال مشابهی میرسیم که عدالت برای چه کسانی و برای چه هدفی و از بهر چه؟ ویژگی ذاتی لیبرالیسم این است که با حفظ ابهام در معنی میتواند به تدریج و پنهانی عمیقاً در طرز فکر و شخصیت آحاد جامعه به ویژه جوانان نفوذ کند و سبک زندگی فردی و اجتماعی را تغییر دهد.
اردیبهشت ۱۴۰۲
برای دانلود پیدیاف مقاله اینجا کلیک کنید.